الشيخ أبو الفتوح الرازي

115

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

شفيعان مااند در اصلاح معاش ما كه ايشان به بعث و نشور ايمان نداشتند و سخن ايشان اين بود كه ، خداى تعالى حكايت كرد : وَأَقْسَمُوا بِاللَّه جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لا يَبْعَثُ اللَّه مَنْ يَمُوتُ . . . ( 1 ) ، آنگه رسول را فرمود كه بگو ايشان را بر سبيل الزام : * ( أَ تُنَبِّئُونَ اللَّه ) * ، شما آمده‌اى تا خداى را خبر دهى از چيزى كه او نداند ، و آن شفاعت اصنام است ، و اين چيزى است كه در علم خداى نيست ، از آن جا كه اين را اصلى نيست و اگر اين را اصلى بودى خداى دانستى ، پس شما آمده‌اى تا خداى را چيزى بياموزى كه خداى نمىداند ، و اين بر سبيل الزام مىگويد بر طريق تهكّم و سخريّت . آنگه تنزيه كرد خود را و گفت : * ( سُبْحانَه وَتَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ ) * ، منزّه است و پاكيزه از آن كه با او انباز گيرند . قوله : * ( وَما كانَ النَّاسُ إِلَّا أُمَّةً واحِدَةً فَاخْتَلَفُوا ) * ، حق تعالى در اين آيت خبر داد كه : مردمان همه يك امت بودند ، و امّت جماعتى باشند مجتمع بر امرى و مستمرّ بر طريقتى ( 2 ) ، و اصل او از أمّ باشد ، و آن قصد است ، و مراد در آيت آن است كه : مردمان پيش از اختلاف بر يك دين و طريقت بودند . مفسّران خلاف كردند كه آن چه دين بود ، بعضى گفتند : دين آدم بود - عليه السّلام - و خلاف نبود ، پس خلاف پديد آمد چون قابيل هابيل را بكشت . حسن بصرى گفت : آن دين شرك بود ، چنان كه خداى [ 134 - پ ] تعالى گفت : كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّه النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ . . . ( 3 ) ، و قول اوّل ، قول مجاهد و سدّى است . عبد اللَّه عبّاس گفت : ميان آدم و نوح - عليهما السّلام - ده قرن بودند همه بر حقّ و دين و شريعت و ميان ايشان خلاف نبود ، در عهد نوح خلاف كردند و گفتند : خداى تعالى نوح را به ايشان فرستاد . و بعضى دگر گفتند : يك قول بودند روز ميثاق ، و اين قول آن كس باشد كه به ذرّ گويد ، و بيان كرديم كه اين معتمد نيست در سورة الاعراف . بعضى دگر گفتند به اين « ناس » ، آنان را خواست كه در سفينهء نوح از غرق

--> ( 1 ) . سورهء نحل ( 16 ) آيهء 38 . ( 2 ) . آو ، بم ، مل ، مج ، آز : طريقى . ( 3 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 213 .